عاشقانه پرنیانم : برقرار باشی و سبز ،گل من تازه بمون . نفسم پیشکش تو ،
| ||
|
ریشه روشنی پوسید و فرو ریخت. و صدا در جاده بی طرح فضا می رفت. از مرزی گذشته بود، در پی مرز گمشده می گشت. کوهی سنگین نگاهش را برید. صدا از خود تهی شد و به دامن کوه آویخت: پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده. و کوه از خوابی سنگین پر بود. خوابش طرحی رها شده داشت. صدا زمزمه بیگانگی را بویید، برگشت، فضا را از خود گذر داد و در کرانه نادیدنی شب بر زمین افتاد. کوه از خواب سنگین پر بود. دیری گذشت، خوابش بخار شد. طنین گمشده ای به رگ هایش وزید: پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده. سوزش تلخی به تار و پودش ریخت. خواب خطا کارش را نفرین فرستاد و نگاهش را روانه کرد. انتظاری نوسان داشت. نگاهی در راه مانده بود و صدایی در تنهایی می گریست. سهراب سپهری نظرات شما عزیزان: alireza
![]() ساعت12:44---2 شهريور 1393
سلام اينم وبه منه http://nedayezoohur.avablog.ir/
ممنون ميشم اگه سر بزنين برچسبها: |
|
[ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian Skin ] |